دومین سفرت به شیراز و نامزدی عمو
12.20
دوباره به شیراز رفتیم.البته من و تو تنها و این اولین سفر من با تو تنهایی بود( بابایی بخاطره کاری که داشت زودتر رفت) و چه داستانی داشتم با تو،تو سالن انتظار فرودگاه پریدی بغل یه آقایی سرتو میذاشتی روی شونه هاش و با صورتش بازی میکردی.!! بنده خدا مونده بود چی بگه..تو هواپیما هم با خانمی که صندلی عقب نشسته بود دوست شدی و بعد رفتی عقب بغلش نشستی.( دیگه نمی دونم باید چیکار کنم که این اخلاقت عوض بشه،اخه پسر من با همه که انقدر سریع فامیل نمیشن)
خلاصه که رسیدیم شیراز...
اصلا یادم رفت بگم برای چی رفتیم.نامزدی عمو محسن بود12،21. مراسمشون خیلی خوب بود و کلی خوش گذشت و تو هم کلی رقصیدی.تا جمعه 23 که برگشتیم البته بازم بدون بابایی.اینم بگم که از روزی که رفتیم تو مدام نق زدی و بهونه گرفتی تا وقتی که رسیدیم تهران و پریدی بغل باباجون و مامانجون که اومده بودن دنبالمون و دیگه خیالت راحت شد!
خواستم موضوع این پست رو چهارمین سفرنامت بزارم،ولی دیدم سفرهای شیرازت جزو مسافرت حساب نمیشه،گذاشتم دومین سفر به شیراز


دومین سفرت به شیراز و نامزدی عمو
مامان الهه